الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
147
الغدير ( فارسي )
صورت ديگرى از اين حديث : پيغمبر خدا ( ص ) فرزندان عبد المطلب را فراهم آورد ، يا فرا خواند - و در ميان آنان خاندانى بودند كه يك گوسفند مىخوردند و يك پاتيل شير مىنوشيدند ، پس براى آنان خوراكى به اندازهء مدّى تهيه ديد و آنها خوردند تا سير شدند على گفت : طعام آن چنان زياد آمد كه گوئى دستى به آن نرسيده بود سپس شير خواست و آنان نوشيدند تا سير شدند و آنقدر بجا ماند كه گوئى كسى دستى به آن نزده يا ننوشيده بود ، سپس فرمود : اى بنى مطلب ! من بر انگيخته شدهام بسوى شما خصوصا و بسوى مردم عموما و در اين امر آنچه بايد ديده باشيد ، ديدهايد . اينك كدام يك از شما با من بيعت مىكند تا برادر و همدم و وارث من باشد ، پس هيچ كس برنخاست و من كه كوچكتر از همه بودم ، برخاستم فرمود بنشين سپس سخنش را سه بار بازگو كرد و هر سه بار من برخاستم و فرمود بنشين تا بار سوم كه دستش را بر دستم زد ( و بيعت انجام گرفت ) . امام احمد در صفحه 159 جلد 1 « مسندش » ، اين حديث را از عفان بن مسلم ( ثقه اى كه گزارش زندگيش در صفحه 86 جلد 1 اين كتاب آمده ) و او از ابى عوانه ( ثقه اى كه ترجمه اش در صفحه 78 جلد 1 آمده ) از عثمان بن مغيره ( ثقه ) از ابي صادق ( مسلم كوفى ثقه ) از ربيعه بن ناجذ ( تابعى كوفى ثقه ) از على امير المؤمنين ( ع ) آورده است . طبرى نيز در صفحهء 217 جلد 1 « تاريخش » ، اين حديث را با همين سند و متن ياد كرده است حافظ نسائى در صفحهء 18 خصائص ، و صدر حفاظ ، گنجى شافعى در صفحه 89 « كفايه » و ابن ابى الحديد در صفحه 255 جلد 3 « شرح نهج البلاغه » و حافظ سيوطى در « جمع الجوامع » بطورى كه در صفحه 408 جلد 6 ترتيب آن آمده است ، حديث را آوردهاند . صورت سوم نقل اين حديث : از امير مؤمنان است كه فرمود : چون اين آيه : * ( وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ ) * . نازل شد پيغمبر بنى مطلب را فرا خواند و خوراك كمى براى آنان فراهم كرد و فرمود :